السيد الخميني

نامه هاى اخلاقى عرفانى 85

دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )

دارد گرچه صددرصد براى خدا باشد از گزند بدخواهان نمىتواند به دور باشد . من خود يك عالم بزرگوار متقى را [ ديدم ] كه تا به رياست جزئى نرسيده بود براى او جز خير به حسب نوع نمىگفتند و تقريباً مورد تسالم اهل علم و ديگران بود ، به مجرد آن‌كه توجه نفوس به او شد و شخصيتى دنياوى - ولو ناچيز - نسبت به مقامش پيدا كرد ، مورد تهمت و اذيت شد و حسادت‌ها و عقده‌ها به جوش آمد و تا در قيد حيات بود اين مسائل نيز بود . و ثانياً بايد بدانى كه ايمان به وحدت إله و وحدت معبود و وحدت مؤثر ، آن‌چنان كه بايد و شايد به قلبت نرسيده ، كوشش كن كلمهء توحيد را - كه بزرگ‌ترين كلمه است و والاترين جمله است - از عقلت به قلبت برسانى ؛ كه حظّ عقل همان اعتقاد جازم برهانى است و اين حاصل برهان اگر با مجاهدت و تلقينْ به قلب نرسد ، فايده و اثرش ناچيز است . چه بسا بعض از همين اصحاب برهان عقلى و استدلال فلسفى بيشتر از ديگران در دام ابليس و نفس خبيث مىباشند ؛ پاى استدلاليان چوبين بود « 1 » . و آن‌گاه اين قدم برهانى و عقلى تبديل به قدم روحانى و ايمانى مىشود كه از افق عقل ، به مقام قلب برسد و قلب باور كند آنچه را استدلال اثبات عقلى كرده است . پسرم ! مجاهده كن كه دل را به خدا بسپارى و مؤثرى را جز او ندانى ، مگر نه عامّه مسلمانانِ متعبّد ، شبانه‌روزى چندين مرتبه نماز مىخوانند و نماز سرشار از توحيد و معارف الهى است ، و شبانه‌روزى چندين مرتبه إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ

--> ( 1 ) - مصرع اول از بيت مثنوى است : « پاى استدلاليان چوبين بود پاى چوبين سخت بىتمكين بود » ( مثنوى معنوى ، دفتر اول ، ص 96 ، بيت 2128 )